در دنیای خانواده سنگها، هر سنگی شخصیت خودش را دارد؛
مرمر مثل یک هنرمند حساس رفتار میکند، تراورتن همیشه اهل سازگاری و صلح است، بازالت کمی پرخاشگر و مستقل است…
اما وسط این خانواده، یک عضو هست که همیشه سینهاش را جلو میدهد، آرام قدم برمیدارد و طوری رفتار میکند که انگار هر لحظه آماده نجات جهان است:
سنگ گرانیت!
اما واقعاً چرا گرانیت اینقدر احساس قهرمانی میکند؟
چرا خودش را سوپرمن خانواده سنگها میداند؟
شاید وقتش رسیده کمی پشت پرده این اعتمادبهنفس عجیب را بررسی کنیم.
چون از دل آتش آمده و خودش را شکستناپذیر میبیند
اگر از گرانیت بپرسید: «تو چرا اینقدر مطمئنی؟»
با خونسردی جواب میدهد:
«من از دل آتیش بیرون اومدم. چیزی نیست که بتونه منو بترسونه.»
حق هم دارد!
گرانیت حاصل سرد شدن مواد مذاب در اعماق زمین است.
در خانواده سنگها، کمتر عضوی چنین گذشته پرماجرا و قویای داشته.
برای همین گرانیت معتقد است:
هرچه سختی بیشتر، شخصیت قویتر!
مقاومتش در برابر ضربه، مثل امضای قهرمانهاست
درحالیکه مرمریت از کوچکترین ضربه ناراحت میشود و سریع میگوید: «من لطیفم، با من ملایم رفتار کن»،
گرانیت بیتفاوت میخندد و میگوید:
«ضربه؟ فشار؟ اینا برای من گرمکن حساب میشه!»
سختی بالای گرانیت باعث شده در بین خانواده سنگها جایگاه یک محافظ سرسخت داشته باشد.
برای همین هم در پروژههای سنگین، پلههای پررفتوآمد، فضاهای صنعتی و مکانهایی که مقاومت حرف اول را میزند، همیشه اولین انتخاب است.
در برابر حرارت، خونسردتر از قهرمانهای سینمایی است
گرانیت نه میسوزد، نه تغییر رنگ میدهد، نه ضعیف میشود.
اگر بخواهید یک قابلمه داغ رویش بگذارید، با خودش میگوید:
«اینا برای من تفریح محسوب میشه.»
در حالیکه بعضی اعضای خانواده سنگها با گرمای زیاد قهر میکنند یا دچار لک میشوند،
گرانیت با همان آرامش همیشگیاش ادامه میدهد.
همین ویژگی باعث شده خودش را «قهرمان مقاوم در برابر آتش» بداند.
ظاهرش جدی است، اما جذابیت درونش نهفته است
هرچند گرانیت مثل مرمر عاشق برقزدن نیست،
اما دانهبندی متراکم، رنگهای طبیعی و بافتهای ظریفش باعث شده همیشه یک زیبایی عمیق و محکم داشته باشد.
او از آن قهرمانهایی است که لازم نیست زیاد جلب توجه کند؛
خود حضورش اعتماد ایجاد میکند.
جمعبندی
گرانیت یک سنگ معمولی نیست.
یک قهرمان واقعی در خانواده سنگهاست.
قوی، قابل اعتماد، مقاوم و همراه همیشگی پروژههای سخت.
اگر سنگها شخصیت داشتند،
گرانیت همان کسی بود که روی جلد مجلات با شنل قرمز ظاهر میشد.

